قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2854

تاريخ الفي ( فارسى )

متصوّر است . مرا در شهر اغمات « 1 » دوستى است عبد الحق‌نام . مصلحت در آن است كه چند روزى به آن شهر رويم و با آن يار وفادار خود به سر بريم . چون به خانهء عبد الحق اغماتى رسيدند ، عبد الحقّ مقدم او را عزيز دانسته آنچه از لوازم يارى بود به فعل آورد . بعد از آن ، محمّد تومرت سرّ خود را با وى در ميان نهاد و او را بر ارادهء خود مطّلع گردانيد . عبد الحق گفت : « چون تو اين حال را دارى ، در اين شهر اين امر پيش نخواهد رفت و امروز يا فرداست كه به طلب شما گماشتگان امير المسلمين مىرسند . و مالك بن وهب چون بر ارادهء شما اطّلاع يافته ، او امير المسلمين را به حال خود نمىگذارد . مناسب آن است كه شما از اين شهر بيرون رويد و در كوهستان اين ولايت چند روز در موضعى كه [ 11 ب ] آن را « تين ملّل » « 2 » گويند و مردم آن‌جا بسيار جنگى و سپاهى مىباشند و آن موضع بسيار استحكام دارد رفته آن مردم را با خود متفق ساخته كارى از پيش بريد . » محمّد تومرت چون نام تين‌ملل شنيد ، در خاطر خود گفت كه اينك وقت كار رسيد ، چه در جفر چنين ظاهر شده بود كه محل ظهور آن شخص تين ملل خواهد بود . پس ، از عبد الحق پرسيد كه از اين‌جا تا تين‌ملل چه‌مقدار راه است . عبد الحق گفت : يك روزه راه است . محمّد تومرت فى الحال از اغمات متوجّه كوهستان شد . چون آن جا رسيد ، اهالى آن كوهستان چون دانستند كه اين جماعت از اهل علم‌اند ، بسيار در مقام خدمتكارى برآمده ايشان را به اعزاز [ 11 ب ] و اكرام تمام دريافتند . و محمّد تومرت در آن موضع چند روز توقف نموده مردم را به شريعت غرّا دعوت كرد ؛ و گاهى بعضى از خوارق عادات و كرامات كه به اعمال جفرى استخراج مىكرد به ايشان مىنمود و ايشان را معتقد و مريد خود مىگردانيد ؛ مگر جمعى قليل از بزرگان آن طايفه كه ايشان مىفهميدند كه غرض محمّد تومرت ملك‌گيرى است . امّا محمّد تومرت جوانان را آن‌چنان فريب داده بود كه به هيچ وجه ايشان سخن پيران خود را گوش نمىكردند . و محمّد تومرت هميشه در فكر آن بود كه نوعى شود كه اين مردم را با يوسف بن تاشفين باغى درگير تواند ساخت . آخر الأمر ، بعد از تأمّل بسيار ، چون هيچ راهى نيافت ، ديد كه فرزندان ايشان همه سفيد و ازرق‌چشم [ اند ] و مادر و پدران فرزندان همه گندمگون . محمّد تومرت در اين معنى متعجّب شده از ايشان پرسيد كه سبب چيست كه فرزندان شما در صورت و رنگ مطلقا به شما نمىمانند . ايشان هرچند كه در اين باب چيزها گفتند ، محمّد تومرت قبول نكرد ؛ تا آنكه آخر الأمر ، از روى راستى ، گفتند كه منشأ اين آن است كه هر سال جمعى كثير از غلامان ترك يوسف بن تاشفين از براى تحصيل مال واجبى به اين كوهستان مىآيند و مدّت

--> ( 1 ) . سرزمينى در جنوب مراكش . ( 2 ) . در متن به صورت تين‌مل آمده است . تين ملّل ، كوه و قريه‌اى در مغرب اسلامى ( ياقوت ، معجم البلدان ) .